روزنگار

جایی برای غرغرکردن غرغرشنیدن چون چیزی که از همه کمتره تو این دوره و زمونه، یه گوش شنواست.

انگیزه

23:12 1405/3/22

یه سوالی برای بچه هایی که خیلی مداوم باشگاه میرین یا ورزش می‌کنین.

چطوری انگیزه رو حفط می‌کنین؟‌من بعد از یک ماه ول میدم همیشه. 

واقعا حفظ انگیزه سخته. دیگه میخوام این تابستون آخرین تابستون باشه که باربی بشم =)))

سن و سال

00:08 1405/3/16

تازه سه چهار ماه پیش ۲۸ سالم شد. 

راستش می‌دونم سن چندان بالایی نیست، ولی وقتی بهش فکر می‌کنم حس می‌کنم چه سن مزخرفیه.

انگار دیره دیره. برای ارشد خوندن، برای دکتری گرفتن،‌ برای مهاجرت،‌ برای تغییر شغل، برای ازدواج،‌ برای توی رابطه رفتن، برای یه سری از خوش گذرونی ها، و و و....

وقتی به عقب نگاه می‌کنم فکر می‌کنم، دقیقا تو این ۲۸ سال چه غلطی می‌کردم؟‌=)) 

چطوری بعضیا می‌دونن دقیقا چی از زندگی می‌خوان؟ 

جمعه

14:45 1405/3/8

همیشه نسبت به جمعه ها یه حس عجیبی داشتم. 

اینطوری بودم که «وای! آخرین روز تعطیلات! باید ازش استفاده مفید کنم!» 

آخرش هم تا آخر روز انقدر وقت تلف می‌کردم که از شنبه تا جمعه بعدی رو با عذاب وجدان می‌گذروندم. این بُعد کمالگرای وجودم بود که مجبورم می‌کرد فقط برای مفید بودن زندگی کنم، نه صرفا برای شاد بودن. (البته که توی این شرایط شادی معنی نداره)

الانم دلتون نخواد اینستام وصل شده و دیدم به به. توی این سه ماه جنگی که من بغل سگ سیاه افسردگی بودم، بقیه:

ازدواج کردن - لاغر شدن - بیزنس راه انداختن - کارای مهاجرت ردیف کردن - فارغ‌التحصیل شدن - دفاع از پایان نامه کردن - و ...

هیچی دیگه. خواستم بگم این مقایسه‌هه داره منو از پا در میاره =) 

شبانه

00:16 1405/3/8

یه مدتی بود خواب شبم درست شده بود. باز اخیرا شب‌ها تا صبح بیدارم.

نمی‌دونم چطوری بگم. حس می‌کنم اگر بخوابم وقتم رو دارم از دست میدم. نکه تا صبح در حال درس خوندن یا انجام کار خاصی باشما.

اصلا. 

ولی همش حس می‌کنم عقبم. دیر شده. باید یه کاری کنم. ولی چه کاری؟ از چی عقبم؟ برای چی دیره؟ 

شاید امشب اگر بیدار موندم، یکم فرانسه بخونم. یا کتاب بخونم. یا سریال ببینم. هرچیزی جز اینکه تا خود صبح مغز خودم رو بخورم. 

شما چطورید اهالی؟